خرید بک لینک

درباره سایت

hot page

آخرین مطالب

امکانات وب

یه انقلاب بزرگ برای تغییر کردن، سخت تر از چیزیه که بشه نوشتش ... نمیشه زندگیُ اونجوری که دوس داری پیش ببری! ینی میشه، ولی اونجور که میخوای نه! جوریکه همه متوجه تغییرت بشن و خب مسلما تحسینت نمیکنن!

برچسب: نویسنده: نیکان نجفی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 9:05

خب.. بطور حتم اصلا خوشحال نیسم! و اصلا هم راضی نیستم!!! و صدبرابر، غمگینم! ولی من مَردِ داستان خودمم.. هرکاری میکنم،تا بتونم سرپا واستم!

اینجوری... خودم ُُ متهم میکنم :|

برچسب: نویسنده: نیکان نجفی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 9:02

برچسب: نویسنده: نیکان نجفی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 9:01

اینکه با تپشِ شدید قلب و سردرد ناجور از خواب بپری، اسمش که دیگه خواب نبوده!!

اگه فک میکنین کابوس بوده،در اشتباهین! چون یچی بدتر از اونم هس!

برچسب: نویسنده: نیکان نجفی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 8:59

CliCk

ما آدما.. یسری خوبیائی داریم که میشه خوبیامون رو به بدیامون دَر کرد... و این تنها راهِ تحمل کردنِ آدماس! حالا، اگر شما کسی رو میبینید که داره ازتون تعریف میکنه و یا خوبیاتون رو میبینه؛ ینی خودش خوبه! که تونسته خوبیاتون رو ببینه((:

برچسب: نویسنده: نیکان نجفی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 8:57

حتما که نباید آدم حرف بزنه.. حتما که نباید جار بزنه! خب من از اون آدما نیسم که بگم «دلم گرفته» یا ازاین قماش! من ازاون آدما نیسم که بگم « بغض دارم» یا بروز بدم که «دارم اشک میریزم»..نمیتونم بروز بدم «چقد خوشالم» یا نمیتونم بروز بدم «کم آوردم» ...من دیگه نمیتونم هیچ حسیمُ بروز بدم!!! شاید دیگه اونقدر قوی نیست روحم.. ولی همینه که هست..مطمئنم بیشتر و بیشتر بگذره، من بدتر و بدتر میشم.. نمیدونم لابد اینم یه بحرانه!! خوبم میشه کمکم... گرچه.. گمون نکنم دیگه برای کسی مهم باشه.. چون هرکسی واس خودش زندگی داره که بمن مرتبط نی!

برچسب: نویسنده: نیکان نجفی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 8:55

نگو بی خبریم!
بگو دیگه هیچ چیز زندگیامون بهم ربط نداره.. اینطوری شیکتره!

تو زندگی من،هرکی جائی وایساده که خواسته..هیچکس -مجبور- نبوده!

برچسب: نویسنده: نیکان نجفی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 8:52

click click click click click

میدونی؟! اون مهدی موسوی بود که میگفت :«باهرکه میشد-هرچه میشد،امتحان کردم»

برچسب: نویسنده: نیکان نجفی تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 17:27

click

اینم شده تنها مرفینِ شبای من واس آروم شدن عصاب:||||

برچسب: نویسنده: نیکان نجفی تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 17:27

خوبه ...واقعا خوبه.. تنها چیز باقی مونده این بود که خونمون بشه مکان، ۱۵۰تومن پول جنده خانومم ما بدیم که یکی دیگه باش خوابیده!! عه عه عه عه...!

بیخیال خدا! تواین ۲سال زجری دادیم که دیگه #آدم نشدم! تو این ۷ماه هرچیزی تونستی سرمون آوردی و همه چی همه جوره دیدیم! بیخیال,نمیخواد درستش کنی،بدترش نکن فقط!

برچسب: نویسنده: نیکان نجفی تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 17:27

تک تکِ عکسهاش ... وویسهایِ چن ماه پیشش... دونه به دونه مسجهاش.. pmهاش خط به خط.. کامنتهاش جمله به جمله ... تک تکِ عکسهاش ... انتخاب و ... بوسه .. بوسه .. بوسه ... بوسه ... بوسه ... بوسه ... بوسه .. بوسه !

برچسب: نویسنده: نیکان نجفی تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 17:27

فردا نه..باشه برای بعد ، عزیزم!

استرس داشتم..شدید..حالت تهوع!!! بشدت مصمم! و کمی امید.. تو یه لحظه،تصمیمم عوض شد،نه!

برچسب: نویسنده: نیکان نجفی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 13:32

مرسی که باز با خرافات مزحک و مسخرتون باعث تمسخرِ خاص و عامِ دنیا درباره -خدا- و -امام حسین- شدین!(: بحدکافی آبروریزی نکردین این مدت با قمه زنی و خرافات مزحکتون که الانم باز همه چیزو خرابتر کردین؟!

جدی جدی اینا واقعا نمیخوان آدم شن یاشعورشون همین درحد جلبکه؟! واقعا نمیخواد اینقد زحمت بکشین دشمنا!ما خودمون داریماسلام رو نابود میکنیم(:

برچسب: نویسنده: نیکان نجفی تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 1:07

من نه آدم خوبیم...نه ایمانم قویه.. نه ادعائی دارم.. اینم نوشتم شاید بشما هم ایده یِ مساعدی بده!

برچسب: نویسنده: نیکان نجفی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 11:39

آدم یوقتا یادش میره..شایدم خودش میخواد یادش بره! اما واقعیت که تغییر نمیکنه هرگز!

مسلما اتفاق اتفاق میفته..دیر یا زود! پ بیخودی آدم نباس خودشُ بزنه به خریّت!! بهتره هی واس خودش remember کنه .. آمادگیشم بیشتر میشه!

برچسب: نویسنده: نیکان نجفی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 11:39

کافیه تو شهر یه دوری بزنیم... میبینیم تمام کسائی که واس نذری قابلمه دس دارن، قابلمه ها رو از تو ماشینشون درمیارن !!

کمترین مدلشم،ظاهرا پراید و 405ه!

برچسب: نویسنده: نیکان نجفی تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 20:44

CliCk

شاید اشتباه من اینه که اهل تلافی نیستم! بهم میگن -مغرور- .. ولی هیچکس فک نمیکنه که اگر واقعا مغرور بودم الان جواب خیلیها رو نمیدادم! بیخیال((:

برچسب: نویسنده: نیکان نجفی تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 20:44

خیلی دوس دارم بدونم من چقد دیگه پیر میشم!!!!!

برچسب: نویسنده: نیکان نجفی تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 20:44

نمینویسم...نباید بنویسم ینی الان..تواین حال! (: نه ... هیس! هیچکس دیگه نباید ناراحت بشع.. هیچکس منظورم،اونه! فقط.....تحمل!تحمل!تحمل!!

#بغض #گریه

برچسب: نویسنده: نیکان نجفی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 1:58

ClicK CliCk

اصلا برویِ خودت نیاری!!!!ولی هرشب، با مسجاش خوابت ببرهُ صب که پاشی،صفحه موبایلت رو مسجاش خاموش شده باشه چون..خوابت برده!

حداقل...ازاین آبشن بی نصیب نیستم((:

برچسب: نویسنده: نیکان نجفی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 1:58

CliCk

از عصر درگیرشم.. رفتم بیرون ُُ اومدم..بعد درستش کردم!تاالان!!! باوجود خستگیم.. اینکه کمرم داشت میترکید! بعد ........ حتی یدونشم نخوردن! میفمین؟! نخوردن!!!!! ینی یدونه ش!

برچسب: نویسنده: نیکان نجفی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 17:14

همکلاسیم، میگفت چرا اینقد توپق و لکنت داشتی پشت تلفن؟! گفتم من؟!نمیدونم!

راستش متوجه نشدم خودم.. ینی نمیدونسم اینقد واضحه! دختره میگف تو سروزبونت خیلی زیاده..تواین چن ماه ندیده بودم همچین شی! ظاهراً من الگویِ اعتمادبنفسِ خیلیام،اماخودم خبر نداشتم!!!

هوم... اینم جالب بود!

برچسب: نویسنده: نیکان نجفی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 17:14

واقعا مردم از ناراحت کردن من چه سودی میبرن؟! واقعا فک کردی من چکارت کردم که الان با مسجات عذاب وجدان باس بگیرم.. من احمقم ُُ تو میدونیکه احمقم! ازقصد فقط میخواسی حالمُ بهم بریزی..چون دیدی میخندم!چون دیدی شادم.. تو چه میدونی من بعداز چقد امروز کمی آروم شده بودم چون... فقط خواستی بااون مسج حالمُ بگیری! که خوشالیمُ کآت کنی.. اه:((

برچسب: نویسنده: نیکان نجفی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 6:28

مگه میشه .. مگه میشه حتی تو خواب؛ بویِ عطر! عطرِ بدن ... پوووف! خیلی زیادی،بیش از حد! خیلی وقت بود توخوابام،هیچی نبود! روانکاوم میگفت اختلالاته خوب میشی! آخه چن روزی بود خواب میدیدم،اما میدونسم خواب میبینم! و هیچکاری نمیکردم تو خواب! واقعا مسخره بود چون من اصلا به این چیزا اعتقاد ندارم!! ولی فعلا برام پیش اومده! هعی..((: رمزدارش کردم... گفتم شاید اذیت بشی باخوندنش! چون تماما رُک گفتم.. واینکه کسی جزتو نمیخونه فعلا اینجارو تا وقتی بره جزو لیست و اینا ... یا خودت میخونیش یا هیچکس!

برچسب: نویسنده: نیکان نجفی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 6:28

صفحه بندی